سيد حسن آصف آگاه
244
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
آسمانى پيشين پانصد و بيست و سه سال و به حساب مجوسان دويست و شصت و شش سال بگذشت ، 2 اردشير پسر بابك شاه . . . سر برآورد » . 3 اردشير فاصلهء زمانى بين اسكندر و به قدرت رسيدن خود را كوتاهتر كرد و در واقع 257 سال از آن ( تاريخ حقيقى ) كسر نمود . در نتيجهء اين عمل پايان « هزارهء زرتشت » 257 سال به تعويق افتاد و اين مهلت زمانى موجوديت حكومت جديد و خاندان سلطنتى را در بين مردم تثبيت نمود . بدين ترتيب زمان زرتشت 257 سال به عهد سلطنت اردشير نزديكتر گرديد . 4 اين روايات ظاهرا نمودار اولين دستبردها در تاريخ ظهور منجى در اساطير زرتشتى است كه فعلا به درست يا غلط بودن آن چون مربوط به زمان قبل از ظهور اسلام است كارى نداريم ، ولى از آنجا كه پايان « هزارهء زرتشت » در عهد سلطنت اردشير فرانرسيد ، مردم متقاعد شدند كه اين تاريخگذارى جديد بايد مقرون به صحت باشد ، و از سوى ديگر محتمل است پس از آن اين تاريخگذارى در محافل دينى زرتشتى نيز معمول شده و در كتب پهلوى نيز جايگاه معتبرى يافته باشد . آنچه امروزه از متون اوستايى به ما رسيده ، نسخى است كه كاتبان و بهويژه پارسيان پس از مهاجرت به هندوستان در هند و ايران در طى قرون مختلف نگاشتهاند . به عقيدهء كارشناسان هيچيك از نسخ مزبور مربوط به ماقبل قرنهاى سيزدهم و چهاردهم ميلادى ( هفتم و هشتم هجرى ) نمىباشد . 5 در دينكرد و ساير آثار پهلوى در چگونگى فراهم آمدن اوستا و از بين رفتن مكرر آن در طى تاريخ و جمعآورى مجدد آن مطالبى بيان شده است . يكى از اين مطالب افسانهاى مربوط به زمانى است كه زرتشت دين را به نخستين شاگرد و ياور خود شاهزاده ويشتاسپ 6 عرضه كرد و به فرمان او آن را در 1200 فصل به خط اوستايى روى لوحههاى طلا نگاشته و در آتشكدهء سمرقند محفوظ داشت . در گزارش ديگر كه خالى از حقايق تاريخى است ، دينكرد مىنويسد كه به فرمان دارا پسر دارا ( منظور داريوش سوم است ) 7 دو نسخهء كامل از تمامى اوستا و زند آنطور كه زرتشت آن را از اهورامزدا دريافت داشته بود تهيه كردند و يكى را در خزانهء شاهى و ديگرى را در محفظهء آثار كشورى به امانت گذاردند . هنگامى كه روميان شرقى ايران را فتح كردند و اسكندر تخت جمشيد را آتش زد ، نسخهاى كه داريوش در محفظهء آثار امپراطورى داشته ( و بنابر روايات بر 1200 پوست گاو نوشته شده بود ) طعمهء حريق شد و ديگرى كه در خزانهء سلطنتى بود به يونان فرستاده شد تا به زبان يونانى ترجمه شود . اما افسانهء ديگرى حاكى از آن است كه اسكندر زند را به يونان فرستاد و اوستا را آتش زد . پرفسور كاى بار پس از ذكر اين روايات چنين اظهارنظر مىكند كه : « تمامى اين تاريخنگارىها بدون شك به زمان خسرو انوشيروان پادشاه ساسانى ( 531 - 579 ميلادى )